الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

334

الغدير ( فارسى )

عبد الرحمن بن ابى ليلى به دين لفظ روايت شده است . « 1 » همو حديث مزبور را از طريق ابو يعلى و احمد به دو اسنادش روايت كرده ، سپس گويد : همچنين حديث مزبور را ابو داود طهوى عيسى بن مسلم از عمرو بن عبد اللّه بن هند جملى و عبد الاعلى بن عامر ثعلبى ، و آن دو از عبد الرحمن روايت نموده‌اند و وى به همان نحو آن را ذكر كرده است . « 2 » سيوطى حديث مزبور را از دارقطنى در جمع الجوامع روايت كرده و لفظ او چنين است : على خطبه‌اى ايراد كرد و گفت : سوگند مىدهم به خدا ؛ سوگندى كه در اسلام مقرر است ؛ هرفردى را كه در روز غدير خم حضور داشته و پيامبر را ديده است كه دست مرا گرفت و فرمود : اى مسلمانان آيا من به شما از خودتان سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : بلى اى رسول خدا . آنگاه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره و اخذل من خذله ، برخيزد و شهادت دهد . در نتيجه ، حدود ده و اندى نفر برخاستند و شهادت دادند و گروهى نيز كتمان كردند . اين گروه از دنيا نرفتند مگر بعد از آنكه نابينا و دچار برص شدند . « 3 » همو حديث مزبور را به لفظ اوّل كه از احمد ذكر شد ، از طريق عبد اللّه بن احمد ، ابو يعلى موصلى ، ابن جرير طبرى ، خطيب بغدادى و ضياء مقدسى روايت كرده « 4 » ، و وصّابى در الاكتفاء حديث مزبور را به لفظ اوّل از دو لفظ احمد كه ذكر شد ، به نقل از زوايد المسند عبد اللّه بن احمد و از طريق ابويعلى در مسندش و از ابن جرير طبرى در تهذيب الآثار و از خطيب در تاريخش و از ضياء مقدسى در المختارة روايت نموده است . 14 - عمرو ذى مرّ . احمد بن حنبل گويد : حديث كرد ما را على بن حكيم ، از شريك ، از ابو اسحاق ، از عمرو به مانند حديث ابو اسحاق از سعيد و زيد كه پيش از اين ذكر شد « 5 » و وى در روايت مزبور اين جمله را نيز افزوده است : و انصر من نصره و اخذل من خذله . « 6 »

--> ( 1 ) . البداية و النهاية : 5 / 211 . ( 2 ) . همان : 7 / 346 . ( 3 ) . كنز العمّال : 6 / 397 . ( 4 ) . همان : 6 / 407 . ( 5 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 171 . ( 6 ) . مسند احمد بن حنبل : 1 / 118 .